ده ، دهکده ، دهات ،روستا،قریه

تفاوت میان واژگان روستا، ده، دهکده، دهات، کلاته و قریه.

روستا 🏚

واژه"روستا" که در اوستا "روستاک" است سرزمین معنا دارد و به گونه سرزمینی بزرگ با چند ده و آبادی آمده است.
روستا در زبان "پهلوی" هم که "رستاک -رستاغ" است و معنی گسترده‌تر از ده را داشته است.
روستا واحدی بزرگتر از ده است که اگه هر روستا مجموعه‌ای از چند ده به گونه پیوسته یا پراکنده را نیز در بر می‌گیرد.
بر اساس پژوهش‌های جهانی تعریف روستا در کشورهای گوناگون دارای تفاوت‌هایی می‌باشد.
برای نمونه در آمریکا بیشتر بر مفهوم مناطق روستایی تاکید میشود که بیانگر نواحی دارای چگالی و متراکم جمعیتی کم است چنانچه در برخی کشورهای دیگر بر اساس میزان جمعیت تعریف میشود. برای نمونه ملاک جمعیت روستا در فرانسه 2هزار نفر، در بلژیک 5هزار نفر، در هلند20هزار نفر و در ژاپن 30هزار نفر در نظر گرفته شده است.
هر آینه روستا در نظام های شهری به واحدهای اقتصادی و اجتماعی مبتنی بر کشتزارها، باغ ها، دامداری، مالکیت بر زمین های کشاورزی، برخورداری از توانمندی های تولیدی در فرآورده های کشاورزی، دامی و صنایع دستی و نیز از پایگاه های مهم پاسداشت و تداوم سنت های فرهنگی بشمار می‌رود و درآمدشان از راه کسب و کار کشاورزی همچون: زراعت، باغداری، دامداری، صنایع دستی، پرورش ماهی، پرندگان و زنبور عسل و... تامین می‌گردد.
بلی، روستا بخشی از فضای جغرافیایی است که در دل طبیعت قرار دارد و در بر گیرنده‌ی تعداد خانواده هایی که با سادگی و بی آلایشی، مهربانی و مهرورزی، دلبستگی و همبستگی با دیگر نکات و ویژگی ها هستند که در کنار هم با آرامش و آسایش زندگی‌ می‌کنند. مردمان روستا با کار و کوشش برای تامین نیازمندی های زندگی شان در کار کشاورزی شان و از راه استفاده و بهره‌گیری از زمین های زیر کشت خود و در درون زیست‌گاه و پیرامون مسکونی شان روزگار خویش را به خوشی و شادابی و به آرامی می‌گذرانند.
 
 دِه🏞
واژه" دِه" در اوستا "دخیو" به معنای سرزمین است و در زبان پهلوی دیه است و جمع آن دیه‌ها است.
ده سکونتگاه و جامعه کوچک است که نسبت به روستا مفهوم محدودتری دارد و یک واحد زندگانی است که در یک فضای جغرافیائی استوار گشته و شکل گرفته است اما روستا در برگیرنده ده و دهکده است.
درآمد مردمان ده ممکن است مبتنی بر کشاورزی نباشد، یعنی آنان کشاورز، برزگر و دامدار نباشند، بلکه بدست آوردن روزی شان بر پایه فعالیتهای دیگر همچون: استخراج معدن، صید و صیادی، بهره وری از آب معدنی، صنایع دستی، خدمات و مانند اینها استوار باشد.

دهکده🏡

واژه دهکده از دو بخش تشکیل شده است " ده" و "کده".
واژه ده که آشکار شد هر آینه واژه" کده" پسوندی است که در پایان بخشی از واژه ها معنای جا و مکان را می‌دهد مانند: دهکده، آتشکده، میکده، بتکده و...
واژه کده خانه هم معنی می‌دهد خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم. جاهایی که بگونه خانه و اتاق و مغازه است مانند: میخانه، آشپزخانه، گلخانه، کتابخانه و...
و در پایان اینکه به ده کوچک " دهکده " می‌گویند.

دهات🏕

واژه دهات پارسی و عربی است که از دو بخش ساخته شده است و جمع ده می‌باشند.
چنانچه ما به یک روستا دهات بگوئیم سخن اشتباه و نادرستی است زیرا که ما با گفتن دهات جمع بستیم و در مجموع چند روستا را گفتیم. از واژه تحقیرآمیز دهاتی هم نباید غافل شد که برای خوار شمردن روستاییان می‌گویند و به کار می برند. زین پس کوشش کنیم که حداقل ما که روستایی هستیم، نگوییم دهات و دهاتی.

کلاته🗻

دژ یا دهی کوچک که در بلندای چون کوه تپه و پشته ساخته باشند نیز کلا ته گویند.

قریه 🌆

واژه قریه عربی است. ال را از القریه برداشتند و بدینگونه قریه نوشتند و گفتند.
هر جایی که خانه و سکونت مردم و دارای بناهای بهم پیوسته باشد القریه گویند.

رویکردهاي مختلف مدیریت کیفیت محیط

مدیریت کیفیت محیطی در انزوا تکامل نیافته و برنامه ریزان مختلف با دیدگاهها و نگرشهاي مختلف به مسائل محیط زیست می­نگرند. برنامه­ریزان منطقه­اي اغلب یک دیدگاه اکولوژي انسانی و سایر برنامه­ریزان یک نگرش اکوسیستمی را اتخاذ می­نمایند. به عنوان مثال، مک هارگ [1]در سال 1967 به حوزه­هاي آبریز رودخانه، توجه نمود و یا دوکسیادیس[2] در سال 1977سعی کرد تا با یک برنامه­ریزي علمی، امکان ایجاد توازن با طبیعت را برقرار نماید. انواع چالشها و همینطور وسعت موضوعات در توسعه پایدار، مؤید این حقیقت هستند که عوامل بسیار متنوعی در روي زمین دخالت دارند (مثلا مردم، فعالیت های اقتصادي، امور خیریه) بدین معنا که مدیران محیط زیست ممکن است عملاً در بخش فعالیتهاي اقتصادي یا بهره برداري از منابع طبیعی، روي یک ناحیه از اکوسیستم تمرکز بیشتري را معطوف نمایند. همچنین مدیران محیط زیست ممکن است کم و بیشانسان مداریا بوم محور باشند، حامی تکنولوژي یا بیش از حد سبز باشند. به این جهت مدیریت کیفیت محیط توسط رویکردهاي متنوعی به شرح زیر دنبال میگردد (United Nations,2004)

  1. رویکردي موردي: این رویکرد در عکس العمل به یک وضعیت خاص به وجود می­آید.
  2. رویکرد حل مشکلات: از یک سري اقدامات مطلق، براي تشخیص مسائل، مشکلات، نیازها و راه حل آنها تبعیت می­کنند.
  3. رویکرد اکوسیستمی: شامل اکوسیستمهاي طبیعی (کوه، پستی و بلندي ها، علفزارها، بیابان، جزیره، دریاچه و غیره) و اکوسیستمهاي غیرطبیعی (زمینهاي زراعی) می­باشد.
  4. رویکرد منطقه­اي: این رویکرد، بطور عمده شامل زونهاي اکولوژیکی و یا واحدهاي بیوژئوفیزیکی هستند که بعضاً می­توانند جنبه­هاي بین المللی داشته باشند. یعنی شامل مناطق مختلفی شوند که بین چند کشور مشترك هستند. به عنوان مثال، حوزه­هاي آبریز مشترك بین بعضی از ممالک و یا بطور کلی:
  • نواحی تقسیم آب ·
  • حوزه آبریز رودخانه ها ·
  • زونهاي ساحلی ·
  • جزیره ها ·
  • نواحی تحت پوشش طرحهاي عمرانی آب همانند مناطق روستایی
  • مناطق اجرایی طرحهاي توسعه اي
  1. رویکرد روش­هاي تخصصی: اکثراً توسط متخصصین اتخاذ می­شود مانند:
  • مدیریت کیفیت هوا
  • مدیریت کیفیت آب
  • مدیریت کیفیت خاگ
  • مدیریت بهداشت محیط
  • مدیریت سلامت در شهری
  • مدیریت سلامت در نواحی روستایی
  • مدیریت دریاها و اقیانوسها
  • مدیریت با دیدگاه اکولوژي انسانی
  • مدیریت توریسم و اکوتوریسم
  • مدیریت مناطق تحت حفاظت(لطیفی و سجادزاده،1393)

 


[1]McHarg

[2]Doxiadis

مدیریت کیفیت محیطی

در جهان امروز، وجود انواع آلودگی­ها، از دست رفتن تنوع بیولوژیکی، فرسایش خاك، آلودگی منابع خاک با انجام فعالیّت­های کشاورزی چالش­هاي مشهود اواخر این قرن هستند. که لزوم استقرار یک سیستم مدیریت برای کیفیت محیطی را نشان می­دهد. نقش این مدیریت، ایجاد تمرکز و هماهنگی مابین چنین تحولاتی است که از طریق یک عملکرد زیست محیطی مناسب و با تجزیه و تحلیل داده­ها، نظارت بر اثرات سوء، مدل سازي، ارزیابی و برنامه­ریزي، سعی در ارتقاء رفاه نوع بشر و پیشگیري یا تعدیل صدمات بیشتر بر زمین و موجودات زنده­اش را دارد. در مدیریت کیفیت محیطی، هدف بطور فزاینده­اي، ترویج و اشاعه مقوله توسعه پایدار است(UNEP,2007). کانون توجه کیفیت محیطی به رویکرد چند رشته­اي [1]و میان رشته­ای[2] تمرکز داشته و اساساً یک دیدگاه کلی نگر را ارائه می­دهد و سبک مدیریتی آن محتاطانه و مشارکتی می­باشد. لازم به ذکر است که در رویکرد چند رشته­ای، کسب اطلاعات، متکی به رشته­هاي متنوع عملی و بصیرت بر مهارت­هاي تحلیلی مختلف است و به دنبال یک شناخت کلی نمی­باشد. رویکرد میان رشته­اي در مدیریت  کیفیت محیطی به همکاري بسیار نزدیک بین متخصصین گرایش­هاي مختلف براي دستیابی به نتایج مشترك توجه دارد. تمامی این گرایشات، مستلزم هوشیاري و بصیرت نسبت به این موضوع هستند که ممکن است مسائل پیش آمده، بخشی از تعاملات پیچیده اقتصادي-اجتماعی و حتی محیط زیستی در سطح فرا ملی و جهانی باشد و می­تواند تحت تاثیر سیاست­ها ، تلقیات و اخلاقیات مختلفی قرار گیرند. نکته دیگر این است که روند مدیریت کیفیت محیطی، در حال حاضر سیر تکاملی خود را طی می­کند و اصولا شکل تثبیت شده­اي ندارد. رویکرد مدیریت کیفیت محیط به هر طریق ارتباط تنگاتنگی با برنامه­ریزي محیط زیست پیدا می­کند و باید با آن مطابقت و همکاري مستمر داشته باشد. کانون توجه چنین نگرشی بر نظارت، بررسی، اجراء، عملکرد و غلبه بر مسائل جهانی مکان­ها اتکا دارد(Faryadi,2005:13).

با توجه به دامنه بسیار وسیع و تنوع تخصص­هاي ذي ربط، قابل درك است که یک تعریف کلی و مختصر در مورد مدیریت کیفیت محیطی وجود نداشته باشد. لذا، مجموعه­اي از تعاریف مختلف مدیریت کیفیت محیطی قابل ارائه است که در اینجا به چند مورد اشاره می­شود:

  • مدیریت کیفیت محیطی ، روند تخصیص منابع طبیعی و مصنوعی است، به نحوي که با استفاده بهینه از محیط زیست بتوان، حداقل نیازهاي اولیه بشري را به صورت پایدار محقق نمود.
  • مدیریت کیفیت محیطی ، تلاشی است براي یافتن بهترین انتخابهاي ممکن به جهت ترویج و اشاعه مقوله توسعه پایدار به منظور ارتقاء کیفیت زندگی به لحاظ ابعاد عینی و ذهنی.
  • مدیریت کیفیت محیط یک تعریف عمومی، در مورد یک فرآیند اتخاذ شده توسط متخصصین سیستم گراست که با سابقه تحصیلی در علوم طبیعی و اجتماعی و یا در سطح محدودتر - مهندسی، حقوق و طراحی، اقدام به حل مسایل زیست محیطی تحول یافته، توسط انسان می­نمایند و براساس یک رویکرد میان رشته اي و نقطه نظرات کمی و آینده نگر عمل می­کنند(Chervinskia,2014:152).

مدیریت کیفیت محیطی به وضوح به سمت" انسان مداري" تمایل دارد، به این معنا که مسائل زیست محیطی باید، پس از تعیین اهداف توسعه­اي مورد ملاحظه قرار گیرند. یک هدف مشترك مورد تأکید در تعاریف توسعه، پایداري است. پایداري مفهومی ساده دارد: زندگی با یکدیگر در میان منابع طبیعت. نقل قول معروف و مفید توسعه پایدار از گزارش برانت لند از کمیسیون جهانی محیط و توسعه ارائه شده است: توسعه­اي که نیازهاي امروزي را بدون از دست دادن توانایی تأمین نیازهاي نسل آینده ممکن سازد. بنابرين مي­توان گفت كیفیت محیط نه تنها به حوزه برآورده سازی نیازهای مادی انساني اشاره دارد، بلكه به فراهم و بالابردن گنجایش اجتماعي و توسعه­ای اجتماعات محلي برپایه الگوهای رفتار اجتماعي نگاهي ویژه دارد.كیفیت محیطي را ميتوان دراین گزاره خلاصه كرد كه آن بستگي تنگاتنگي با عدالت و برابری محیطي دارد و از نگاه تاریخي با جنبش عدالت اجتماعي آشكار شده است(Eva,2015:50). در این چارچوب عدالت اجتماعي بر پایه واژه نامه جغرافیای انساني ، به عنوان توزیع برابر منافع و مسئولیتهای جوامع و چگونگي آنها تعریف مي­شود.(Johnston, 1994). بنابراین برای نظریه پردازان اجتماعي، عدالت محیطي، درباره دگرگوني اجتماعي و وابستگي نزدیكي به كنش سیاسي مردم سالاری دارد. برای نمونه ریچارد هافریشر در سال 1993  برابری محیطی را به عنوان «دگرگوني اجتماعی به سوی برآوردن نیاز انسان و بالا بردن كیفیت زندگي با استفاده از منابع پایدار» تعریف می­کند. همچنین او بنیاد پایه­ای برابری محیطي برای داشتن دسترسي برابر به منابع طبیعي و حق آب وهوای پاک، مراقبت­های بهداشتي شایسته، سرپناه مقرون به صرفه و مكان امن كاری را بازگو مي­كند. بنا به دیدگاه هافریشر مسائل محیطي از مسائل اجتماعي جداشدني نیستند. و از جنبه مدیریتي شواهدی از پژوهش­ها وجود دارد مبني بر اینكه تأثیر جنبه­های گوناگون حكمروایي بر كیفیت محیطي را آشكار كرده است. برای نمونه بارّت و گرادی نشان دادند كه افزایش آزادی شهروندی و سیاسي در بهبود كیفیت محیطي نقش بسزایي دارد(Barrett & Graddy:2000). بنابرین اهمیت و نقش كیفیت محیط در دیگر جنبه­های زندگي، سرشت ویژه محیط­های روستایي، نقش فزآینده محیط مسكوني روستایي به عنوان یكي از مهمترین سكونتگاههای انساني و وجود شمار افراد بسیاری كه به شدت تحت تأثیر شرایط غالب محیط شان هستند، بررسي چگونگي سطوح كیفیت محیطهای روستایي را تبیین مي­نماید. ازاین رو مي­توان گفت،مشکلات اساسی روستایي مانند محرومیت­های اجتماعي- اقتصادی و نابرابری­های بهداشتي، آسایش و دسترسي به مراقبت­های بهداشتي نقش پایه­ای در كیفیت محیطي محلي راهبردی كنوني و خط ومشي محیطي با عنایت به برنامه­ریزی فضایي و راه و روش محلي زیست محیطي دارد. در واقع اگر برنامه­های پیشین درحل این مشکلات ناكام بوده­اند، شاید علت آن نبود دیدگاهی جامع و یکپارچه نسبت به ابعاد کالبدی فضایی و اقتصادی و اجتماعی جوامع روستایی بوده است ( Yuliastuti,et al:2014).

 


[1]Multidisciplinary Approach

[2]Interdisciplinary Approach

مولفه های کیفیت محیطی

در بررسی مؤلفه­های عینی محیطی به چهار کیفیت یا زیر مؤلفه فرم و بافت، دسترسی، مسکن و زیبایی شناختی محیط پرداخته می­شود:

الف) کیفیت فرم و بافت: در کیفیت فرم بافت و بناها، کیفیت دانه­بندی و ترکیب بافت­ها، مقیاس، تمرکز، گوناگونی و نفوذپذیری مطالعه و بررسی می­شوند.

ب) کیفیت دسترسی(عرصه همگانی): در کیفیت دسترسی مفصل بندی و گذرهای اصلی و فرعی معابر برای پیاده وسواره ساکنین مورد بررسی قرار می­گیرد.

ج) کیفیت مسکن: به منظور بررسی کیفیت مسکن به مطالعۀ ساخت وساز و معماری آن، همگنی و همجواری، تنوع پرداخته می­شود.

د)کیفیت زیبایی شناختی: وجود فضاهای سبز، درختان و گیاهان، نشانه­ها، فقدان عناصر چشم آزار، و کیفیت بصری منظر کوچه و محله موارد در خور تأمل درکیفیت زیبایی شناختی محیط، با توجه به معیارهای توسعه پایدار است.

 مؤلفه ­های ذهنی کیفیت محیطی

الف) آسایش و راحتی: عواملی از قبیل جذابیت محیط، احساس امنیت، احساس آرامش و احساس سبزینگی از جمله مؤلفه­های ذهنی محیط برای درک کیفیت آسایش و راحتی در محیط اند.

ب) سرزندگی: سرزندگی در محیط، خود مشتمل بر نشاط و سرزندگی ساکنان، سرزندگی فعالیّت­ها و سرزندگی حرکت افراد پیاده است.

ج) هویت و تصویر پذیری ذهنی: تصویر پذیری ذهنی محیط از دیگر خصیصه­ها یا به عبارتی، کیفیت­های محیط است که بستگی به عواملی چون حس مکان، خوانایی محیط و هویت بناهای عمومی دارد.

د) اصالت: عواملی همچون قدمت و آشنایی مردم محله­ها با هم در اصالت نقش مهمی دارد.

مؤلفه­های عملکردی محیط:  این مؤلفه ازطریق انعطاف پذیری، گوناگونی و دسترسی فعالیّت­ها سنجیده می­شود(رادجهانی وپرتوی، 1390، 38-35)

محیط و کیفیت محیطی


کلمه محيط[1] به ميزان گسترده اي در ادبيات علمي مورد استفاده قرار گرفته است که تشخيص معاني آن مشکل شده است. جغرافيدانان زمين و آب و هوا، روان شناسان مردم و شخصيت فردي آنها، جامعه شناسان سازمانهاي اجتماعي و فرايندها، و معماران ساختمانها و محيط هاي باز و منظر را محيط تعريف مي کنند(لنگ،87:1381). بدين ترتيب مشاهده مي شود که هر علمي بنا به ماهيت موضوع مورد مطالعه خود ديدي مجزا نسبت به ساير علوم نسبت به محيط دارد. هر چند که گهگاهي مشترکاتي نيز در رابطه با تعريف محيط مشاهده مي شود. با پايان قرن نوزده­هم، به موازات جهت گيري علم به سوي مطالعه و کنترل جهان مادي و کشف قوانين طبيعي، ستيز انسان با طبيعت بيشتر شد. در اين ميان، تکامل گرايان، روي وابستگيهاي زيستي انسان با ساير اجزاء و عناصر جهان زيستي تأکيد مي کردند. در مجلات علمي اين عصر، واژه طبيعت، کمتر به کار گرفته مي شد و مفهوم طبيعت را تنها به بخشهاي بکر، بي حاصل و دست نخورده اطلاق مي کردند. در اغلب مجلات علمي، به جاي طبيعت، واژه محيط (Environment) عموميت مي يافت که ريشه آن مربوط به قرن هفدهم و از واژه(Environ) فرانسه مي باشد. اين واژه، ابتدا در زيست شناسي، بعد در علوم اجتماعي و سپس در جغرافيا، به کار گرفته مي شود. به طوري که از اواسط قرن، بيستم، واژه طبيعت به ندرت در نمايه­ها ديده مي شود(شکویی،112:1378). به طوري که به هنگام پايه گذاري مکتب جبر محيطي، جغرافيدانان به طور غالب از محيط مقصودي جزء محيط طبيعي نداشتند. بعدها با حاکم شدن پاردايم هاي ديگري که نقش انسان را در شکل دادن محيط پررنگتر مي ديد، نگاه جغرافيدانان به محيط دگرگون گرديد. به عبارت ديگر،  تا دهه ۱۹۷۰ بيشتر جغرافيدانان عنوان محيط جغرافيايي را تنها در شرايط طبيعي جستجو مي کردند. اما از اين زمان به بعد، اين عقيده در بين جغرافيدانان رواج پيدا کرد که محيط جغرافيايي، بخشي از سطح زمين است که به وسيله رابطه انسان و محيط، از ساير بخش ها جدا مي شود(همان،115). از اين به بعد اصطلاح محيط جغرافيايي معنايي غير از گذشته مي يابد و به گفته ساسکين[2] "در مفهوم محيط جغرافيايي همه شالوده­هاي مادي و تکنولوژيکي جامعه، وارد محيط جغرافيايي مي شود. در بين جغرافيدانان کساني که به مکتب جغرافياي رفتاري اعتقاد دارند بيشتر به ماهيت و مفهوم محيط پرداخته­اند. اين جغرافيدانان در مطالعات خود بر روي پديده­هاي جغرافيايي سه نوع محيط را در رفتار و فعاليتهاي انساني به شرح زير تشخيص داده­اند؛
1. محيط پديداري: شامل محيط طبيعي، محيط شهر، محله، محيط کار، محيط عبادتگاه، محيط دانشگاه،محيط خانه، تراکم جمعيت و... شرايط مطلوب و يا نامطلوب اين محيط ها در رفتار و کيفيت فعاليّت انسان مؤثر مي افتد،
 2. محيط شخصي: شامل جغرافياي شخصي افراد (نقشه ذهنی) نظام اعتقادي، نگرش­ها، پايگاه­هاي اجتماعي اقتصادي و...،
 ۳. محيط زمينه ساز: الف- مراحل چرخه زندگي، براساس سن و پايگاه­هاي خانوادگي. ب - سطح زندگي با توجه به شاخصهاي مربوط به ميزان ثروت و پايگاه اقتصادي،محيط زندگي و شيوه زندگي طبقه اول، دوم و سوم
طراحان و برنامه ريزان نيز با توجه با قلمرو و ماهيت موضوع مورد مطالعه خود اصطلاحي به نام محيط را در واژگان تخصصي به کار مي برند. اين افراد از محيط به دو تعبير ياد مي کنند؛
۱- محيط طبيعي يا جغرافيايي: اين محيط سکونتگاه گياهان و جانوران (غيرانسان) است و لندفرمها، منابع آب، نواحي سبز، گياهان و حيات وحش، اقليم و ديگر چيزهايي که ساخته نشده اند را شامل مي­شود. محيط طبيعي که به عنوان محيط زميني نيز از آن نام برده مي شود شامل عناصر جامد، مايع و گازاست. اين مفهوم تنها به ماهيت زمين و فرايندهاي صورت گرفته در آن اطلاق مي گردد. البته يک محيط طبيعي يک محيط کاملاً طبيعي نيست، بلکه مجموعه­اي پيچيده از روابط بين فرايندهاي طبيعي و چشم اندازهاي انسان ساخت در آن عمل مي کند.
۲- محيط ساخته شده: در مجموع مي توان گفت که کليه ساختمانها، محلات (واحدهاي همسايگي) شهر محيط ساخته شده را تشکيل مي دهند. به عبارت ديگر محيط ساخته شده بخشي از محيط­هاي زميني و جغرافيايي است که به عنوان بخشي از فضاي زيست انسان است. محيط ساخته شده مجموعه اي از انطباق پذيري هاست که انسان با محيط هاي جغرافيايي و فرهنگي ايجاد مي کند(لنگ،1381: 94-87 ،Cowan,2005:125). لازم به ذکر است که در منابع مختلف برنامه­ريزي شهري و روستایی از تقسيم بندي هاي ديگري همانند محيط اجتماعي، محيط فرهنگي و... سخن به ميان مي آيد اما مي توان آن را در دو تقسيم بندي بالا خلاصه نمود.


جغرافیا
در اين علم از اصطلاح محيط به دو صورت محيط طبيعي و محيط جغرافيايي اسم برده مي شود. تا قبل از دهه ۱۹۷۰ در اغلب موارد منظور از محيط، محيط طبيعي بوده است اما از اين به بعد واژه ای به نام محيط جغرافيايي بخشي از سطح زمين است که به وسيله رابطه انسان و محيط، از ساير بخش ها جدا مي شود. به عبارت ديگر محيط طبيعي به عنوان جزئي از محيط جغرافيايي قلمداد مي­شود.
 
طراحی و برنامه ریزی شهری و روستایی
محيط طبيعي يا جغرافيايي: محيط طبيعي که به عنوان محيط زميني نيز از آن نام برده مي شود شامل عناصر جامد، مايع و گاز است. اين مفهوم تنها به ماهيت زمين و فرايندهاي صورت گرفته در آن اطلاق مي گردد.
محيط مصنوع يا ساخته شده: محيط ساخته شده بخشي از محيط­هاي زميني و جغرافيايي است که به عنوان بخشي از فضاي زيست انسان است. محيط ساخته شده مجموعه­اي از انطباق پذيري­هاست که انسان با محيط هاي جغرافيايي و فرهنگي ايجاد مي کند.
 
جامعه شناسی
در اين علم تعبيرهاي متفاوتي از محيط وجود دارد .بعضي از جامعه شناسان از عبارت محيط به جاي محيط اجتماعي استفاده مي­کنند و منظور سازمانهاي و نهادهاي اجتماعي موجود در جامعه است. در حالي که عده اي ديگر آن را در برابر مفهوم جامعه قرار مي دهند و از طريق اين علم مي خواهند به حل مسايل و مشکلات محيطي بپردازند.
 
روانشناسی
در روانشناسي منظور از محيط، مکان زندگي مردم و شخصيتهاي موجود در جامعه است. روانشناسي محيطي در پي آن است که به ادراکات افراد از محيط پي ببرد.
در تعریفی دیگر روانشاسی ، محیط  مجموعه­اي سازمان داده شده از توانش­ها و یا قابلیت­ها است. مفهوم توانش و یا قابلیت در فارسی ترجمه است از انگلیسی(affordance) که به وسیله روانشناس امریکایی جیمز گیبسون ارائه گردیده است
مأخذ: نگارنده
تأثیرات محیطی بر کیفیت زندگی اغلب توسط عموم و محققان مورد توجّه قرار نمی­گیرد. اگرچه یک محیط فقیر به ندرت می­تواند امتیاز کیفیت زندگی یک فرد را به طور کامل لغو کند. شاید کیفیت نسبتاً خوب محیط در جهان صنعتی موجب چشم پوشی از اهمیّت آن برای شهروندان و محققان شده است. به هر حال توجهاتی به کیفیت زندگی در ارتباط با کیفیت محیط معطوف شده است(Gifford and Steg, 2007). کیفیت محیطی، مجموعه خصوصیّات و ویژگی­های محیط هم به طور عمومی و هم به طور عملی است که بر انسان و سایر ارگانیسم­ها تأثیر می­گذارند. کیفیت محیطی سنجش وضعیت محیط در ارتباط با نیازمندی­ها یا خواسته های هر انسان است. کمپل و همکاران در تعریفی دیگر کیفیت محیط را ناشی از کیفیت عناصر تشکیل دهنده یک منطقه و به عبارتی چیزی بیشتر از مجموع عناصر آن می دانند، کیفیت محیط ادراک مکان به طور تمام و کمال است. عناصر تشکیل دهنده (طبیعت، فضای باز، زیرساختها، محیط ساخته شده، امکانات و منابع محیط طبیعی) هر کدام دارای ویژگی­های خاص و کیفیت نسبی هستند(Van Kamp and et al,2003:7). انگاره کیفیت محیطی یک مفهوم پیچیده­ای است كه بر دو عنصر اجزای قابل اندازه­گیری زیست-جغرافیایي و ویژگي ذهني و بار زیست محیطي آن تاكید می­شود(Banzhaf and et al,2014:464). كیفیت محیطي، تعامل شرایط محیطي و وضعیت اجتماعي، اقتصادی، اجتماعي فرهنگي، و همچنین تعامل فضایي آنها با یكدیگر تعریف شده است به عنوان نمونه كیفیت محیطي روستایی بستگي به كیفیت زیرساخت و مدیریت مناسب دارد سیستم های خدماتی زیربنایی مانند : شبكه بهداشتي، فاضلاب، زهكشي، شبكه آب آشامیدني، سیستم دفع زباله، شبكه گاز و سوخت رساني، شبكه­های كالبدی هستند كه برای ارتقاء كیفیت محیط روستایي بایسته ولازم است(Yuliastuti and Saraswati,2014:33). كاهش کیفیت محیط كالبدی بر روی كیفیت زندگي مردم تاثیرگذار است(Taylor,1999,Yuliastute and Saraswati,2014:39) .همچنین كیفیت محیط یكي از ویژگي­های نظام مندی روابط اجتماعي- طبیعي هر جامعه است، اهمیت كاربردی آن در توانایي بازتاب فرآیندهای بهینه ایمني محیط نهفته است.(Chervinski,2014:150
 
[1]Environment
[2]Saxsin

اینفوگرافی در آموزش جغرافیا

آموزش جغرافیا برای تجهیز نسل بعد به دانش، مهارت­ها، نگرش­ها و شیوه­هایی به منظور قدرانی،مراقبت و تصمیم­گیری منطقی در مورد سیارۀ ما امری حیاتی است. چگونگی آموزش جغرافیا به بهترین شکل به طیف وسیعی از فراگیران، یکی از نگرانی­های عمده است و به تحقیق قابل توجّه و مداومی نیازمند است(میانجی،4،1395). معلمانی که جغرافیا را در مدارس ابتدایی و بالاتر تدریس می­کنند بایستی از هوش تحقیقاتی برخوردار باشند. نیاز است که این افراد بهترین روش­ها و تکنیک­ها را در آموزش جغرافیا بکار بگیرند(همان،5).نظریه­های آموزشی متفاوت که بر بنیادهای نظری و معرفت شناختی گوناگون استوار هستند، روش­های آموزشی و یادگیری متفاوتی را پیشنهاد می­کنند. روش­های آموزشی سنتی و معلم-محور برخواسته از این اصل اثبات گرایی هستند که دانش  عینی در حکم واقعیتی مستقل از انسان وجود دارد و معلم در می­تواند آن را به کمک زبان به دانش آموزان انتقال دهد(سیف،1381) فرایند یادگیری از مهمترین فرآیندهای آموزشی محسوب می­شود که موفقیت و رسیدن به اهداف آموزشی در هر نظام آموزشی بستگی به این فرایند دارد. با توجه به این که این فرایند از نظر طبیعت و رویه ها بسیار پیچیده است، اغلب مشاهده می شود که هر دانش آموز دارای یک سبک یادگیری منحصر به فرد است که با داشتن یک الگوی یادگیری خاص برای کسب دانش از تجربیات آموزشی ارائه شده به آنها شکل گرفته است(Nurhan,2007). چنین الگوهای یادگیری مطلوب بایستی توسط دانش آموزان، معلمان و همچنین والدین آنها به شدت مورد توجه قرار گیرد زیرا  این الگوها علاوه بر اینکه برای بدست آوردن دانش توسط دانش آموزان حیاتی هستند همچنین می­توانند از آنها برای بهبود دستورالعمل­های آموزشی استفاده نمود(Gaines,67:2012). شناخت الگوهای یادگیری مؤثر، فرآیند یادگیری را موثرتر، مقرون به صرفه، کارآمد، ساده تر و مستمر می­کند. معلم می­تواند چنین با استفاده از روش­های مناسب چنین الگوهایی را برای ارائه تجربیات آموزشی مناسب که مورد استفاده دانش آموزان می­باشد بکار بگیرد. الگوی بصری در هر دو حوزه یادگیری و تدریس یکی از مهمترین رویکردهایی است که باید در مدارس مورد توجه قرار گیرد(Hyerle,2009). بسیاری از محققانی که در زمینه آموزش علمی و تدریس علمی مشغول به کار هستند، توجه زیادی به توسعه توانایی دانش آموزان برای تفکر تحلیلی دارند، که اثربخشی برخی از استراتژی های تدریس در توسعه مهارت های تفکر تحلیلی دانش آموزان را تأیید می کند(Siribunnam and Tayraukham,2009). با وجود چنین تفکر با تفکر تحلیلی، برخی مطالعات متوجه کاهش در سطح تفکر تحلیلی دانش آموزان در مرحله آماده سازی شده اند(Harby,2009;Sabry,2009;Wongsri and Nuangchalerm,2010). این مطالعات این کاهش را به بسیاری از عواملی چون روش آموزش نسبت می­دهند زیرا روش­های سنتی و ساده کارایی زیادی ندارد به دلیل اینکه هم این روش­ها برای دانش آموزان کسالت آور است و هم اینکه میزان فراموشی مطالب توسط دانش آموزان زیاد است. یکی از روش­هایی نوینی که می­تواند نقش بسیار مهم و اساسی در کارایی یادگیری دانش آموزان در درس جغرافیا داشته باشد. استفاده از اینفوگرافیک در آموزش جغرافیا برای دانش آموزان می­باشد.اینفوگرافیک (Info graphic) کوتاه شده واژه (information graphic) یا همان گرافیک اطلاع رسان می باشد. کلمه اینفوگرافیک در زبان فارسی معادل های گوناگونی مانند: اطلاع نگاشت، گرافیک اطلاع رسان، داده نما، اینفوگرافی و ... دارد(دفتر مطالعات و برنامه­ریزی رسانه­ها،1394). اینفوگرافیک به نمایش داده‌ها با استفاده از چند نمودار و شکل در قالب یک تصویر به منظور ارائه سریع و به ساده­ترین شکل داده­ها گفته می‌شود(Shafie and et al,835:2009). اینفوگرافیک‌ها یا گرافیک‌های اطلاع‌رسان، به‌عنوان ابزاری جهت بصری‌سازی و نمایش تصویری داده‌ها و اطلاعات، سهم و نقش بسیار برجسته‌ای را خواهند داشت. شکل(1) آناتومی یک اینفوگرافیک را نشان می­دهد. استفاده از اینفوگرافیک‌ها باعث می‌شود مخاطب حجم قابل ملاحظه‌ای از داده‌ها و اطلاعات را به سادگی و در حداقل زمان ممکن دریافت کند(Kline,20014). با توجه به محدودیت‌های زمانی و وجود حجم عظیمی از داده‌ها و اطلاعات و تولید و گسترش روزافزون آن در دنیای امروز، اهمیت استفاده از اینفوگرافیک‌ها بیش از پیش نمایان می‌شود. به طور رسمی، یک اینفوگرافیک به عنوان تجسم داده یا ایده­هایی تعریف شده است که تلاش می­کند اطلاعات پیچیده را به یک مخاطب منتقل کند به گونه­ای که اولاً این انتقال با سرعت بالا باشد و ثانیا به آسانی برای مخاطبان قابل درک باشد. روند توسعه و انتشار اینفوگراف­ها تجسم داده، طراحی اطلاعات و یا معماری اطلاعات نامیده می شود. مطالعات مختلف  نشان می­دهد که مردم نسبت به تصاویر توجّه بیشتری دارند تا متن. از آنجایی که 90٪ از اطلاعات ارسال شده بصری هستند و پس از خواندن هر متن تنها 20٪ از  توسط مغز فراخوانده می­شود  و مغز ما تمایل به این دارد که اطلاعات را به صورت اطلاعات تصویری تجزیه وتحلیل و ذخیره نماید بنابراین تجزیه و تحلیل و ذخیره اطلاعات بصری، بهتر است برای ایجاد تصاویر از موضوعات و نتایج گاهی اوقات توضیح دادن موضوعات غیرشخصی و خسته کننده است، اما با نشان دادن آنها به شکل مناسب از اطلاعات انفورماتیک، روند درک اطلاعات موجب جذابیت و ساده سازی می­شود و توجه مخاطبان را جذب می­کند. شما همچنین می توانید اطلاعات مربوط به اطلاعات خود را طراحی کنید تا آنها را به راحتی در جلسات و کنفرانس ها توضیح دهید(Heer and etal,2010)

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل(1) آناتومی یک اینفوگرافیک منبع: Smiciklas,25:2015

مزایا و خصوصیات استفاده از اینفوگرافیک

  • ساده سازی اطلاعات سخت و پیچیده بر اساس جلوه­های بصری برای خواندن و درک آسان تر
  • انتقال داده ها و اطلاعات از فرم سنتی خود یعنی حروف و اعداد به اشکال ترسیم شده جذاب
  • انتشار و توزیع ساده اطلاعات از طریق شبکه های اجتماعی.
  • استفاده از اسکن بصری برای به حداقل رساندن زمان صرف شده برای خواندن حجم عظیمی از داده­ها و اطلاعات کتبی.
  • فرآیند ذخیره اطلاعات تا آنجایی که امکان پذیر است(Hafeth,2013)

از دیدگاه ایلاربی[1](2008)  ویژگی های برجسته  اینفوگراف­ها  را می­توان در موارد زیر تعریف کرد

  • اینفوگرافیک توضیح بصری است که به راحتی به درک و یافتن اطلاعات کمک می­کند
  • اینفوگرافیک نمایش گرافیکی بصری است که واژگان و ارقام را به روش صاف ترکیب می­کند
  • اینفوگرفیک روشی(آشکار، بی نیاز از توصیف،بدیهی) است و نیازی به توضیح و توضیح بیشتر ندارد.
  • فرایند درک تصاویر اینفوگرافیک سریع تر و سازگار است.
  • در سطح بین المللی قابل درک است.
  • برای خوانندگان جالب است.
  • اینفوگرافیک بر مهمترین نکات تمرکز دارد(El-Araby,2008).

 


[1] El-Araby